`*•.و باز هم برای تو.•*´
از وجودم هرچه می خواهی تمامش مال تو من فقط یک لحظه دیدارت کنم تنها همین
`*.¸.*´ولنتاین`*.¸.*´ امروز آسمان ِ عشقم آبی است آبی امروز روز عشق است و من گم می كنم خود را در همه پیچهای بی بازگشت تا شاید در بی برگشت ترین قصه های دنیا بیابمت و زمزمه عاشقانه امروز را در گوشت زمزمه كنم و عاشقانه ی نگاهت را بدزدم و در هجوم همه خاطراتم رویاهایم را رج زنم و هدیه ولنتاین را بوسه دهم برای كسی كه مثل خون تو رگهامه `*.¸.*´دوست`*.¸.*´ چشمی دارم همه پر از دیدن دوست با دیده مرا خوش است چون دوست در اوست از دیده و دوست فرق كردن نتوان یا اوست درون دیده یا دیده خود اوست `*.¸.*´حرف دل`*.¸.*´ بايد ديوانه باشم خواهش ميکنم بگو نمي دوونم ... انروز ؛ جراتي درونم يافت ......چرا؟..... و مي توانستم از اين همه بي دلي و بي قراري و غصه نجات يابم ..... `*.¸.*´یکی هست این ور دنیا `*.¸.*´ وقتی دستام خالی باشه وقتی باشم عاشق تو غیر دل چیزی ندارم که بدونم لایق تو دلمو از مال دنیا به تو هدیه داده بودم با تموم بی پناهی به تو تکیه داده بودم هر بلایی سرم اومد همه زجری که کشیدم همه رو به جون خریدم ولی از تو نبریدم هر جا بودم با تو بودم هر جا رفتم تو رو دیدم تو سبک شدن تو رؤیا هر جا به تو رسیدم اگه احساسمو کشتی اگه از یاد منو بردی اگه رفتی بِی تفاوت به غریبه سر سپردی بدون اینکه دل من شده جادو به طلسمت یکی هست این ور دنیا که تو یادش مونده اسمت `*.¸.*´ عشق تو `*.¸.*´ عشق تو برای قلبم اولین و آخرینه `*.¸.*´دوستت دارم`*.¸.*´ دوستت دارم چون تنهاترین ستاره زندگی منی دوستت دارم چون.................... `*.¸.*´قطره قطره های اشکامو ندیدی`*.¸.*´ `*.¸.*´اما دوست دارم هنوز`*.¸.*´ یادت میاد تنگ غروب گفتم منم مثل خودت گفتم منم مثل خودت چی شده یادت نمیاد چی شده یادت نمیاد `*.¸.*´بیا تا توی دستای تو باز آروم بگیرم`*.¸.*´ هنوزم چشام از رفتن دستای تو خیسن تو که باور نداری هنوز عاشق ترینم تو که خوب میدونی عشق تو خیلی حقیرم `*.¸.*´چشم به در میدوزم`*.¸.*´ چشم به در میدوزم `*.¸.*´منم تنها شقايق توي صحرا`*.¸.*´ تويي عاشقترين تنهاي دنيا ............. منم خسته ترين مغموم دنيا `*.¸.*´ ( خودتـــــــــــــی... )) `*.¸.*´ اومدی که دوباره بازم منو سیاه کنی من بیقرار و درگیر بازی ها کنی میگی که دوسم داری و تا آخرش رو قولتی می خوای که تو باورم بشه ... اما عزیز جــــــــــــــون... خــــــــــــــــودتی... خودتی خودتی برو که دیگه حالتو ندارم خودتی خودتی برو که تحملتو ندارم خودتی خودتی برو که دیگه حالتو ندارم خودتی خودتی برو که حوصلتو ندارم حرفای عاشقونتو بذار واسه یکی دیگه یکی که باوش بشه ، دلت از راستی میگه حرف یکی شدن نزن ، خراب روزگارت دیگه رسیدی ته خط برو رد کارت میگی که دوستم داری و تا آخرش رو قولتی می خوای که باورت کنم عزیز من .....آره خودتــــــــــــی... خودتی خودتی برو که دیگه حالتو ندارم خودتی خودتی برو که حوصلتو ندارم خودتی خودتی برو که دیگه حالتو ندارم خودتی خودتی برو که حوصلتو ندارم... `*.¸.*´اگه یه روز بری سفر`*.¸.*´ اگه یه روز بری سفر بری ز پیشم بی خبر اسیررویا ها می شم دوباره باز تنها می شم به شب می گم پیشم بمونه به باد می گم تا صبح بخونه بخونه از دیار یاری چرامی ری تنهام می ذاری ...... ...... اگه یه روزی نوم تو تو گوشه من صدا کنه دوباره باز غمت بیاد که منو مبتلا کنه به دل می گم کاریش نباشه بذاره درد تو دوا شه بره توی تموم جونم که باز برات آواز بخونم `*.¸.*´کلمات `*.¸.*´ شايع ترين کلمه "شهرت" است... دنبالش نرو. لطيف ترين کلمه "لبخند" است...آن را حفظ کن. حسرت انگيز ترين کلمه "حسادت" است... از آن فاصله بگير. ضروري ترين کلمه "تفاهم" است... آن را ايجاد کن. سالم ترين کلمه "سلامتي" است... به آن اهميت بده. اصلي ترين کلمه "اطمينان" است... به آن اعتماد کن. بي احساس ترين کلمه "بي تفاوتي" است... مراقب آن باش. `*.¸.*´فراموشت کردم`*.¸.*´ دوباره آمده ام...... تو نیز امشب بیا و به قصه دل شکسته ام گوش کن اما تو را به پاکی نگاهت قسم اینبار بگذار من فراموش کنم …تو را عشقت را و آن نگاهت را تمام لحظه های بی تو بودن پر بود از یادت...نگاهت را زیباترین زیبایی دنیا می دانستم میدانی یادت را تنها تکرار زیبا می پنداشتم..تکراری که تا ابد دلنشین است اما نبود...دروغ بود....دیگر از بی تو بودن خسته ام دیگر نمی توانم...آری از تکرار تو خسته شده ام تا به کی از تو بگویم ..تویی که حتی ندانستی با من چه کردی..تویی که رفتی بی آن که بدانی نگاهی بی قرار نگاهت است..و دستانی گرمای دستت را می خواهدچرا نفهمیدی... چرا ندیدی.به پاکی نگاهت قسم که آسمان هم حالم را فهید او نیز هم پای من اشک ریخت!!!!! بگذار بروم...بگذار فراموشت کنم...می خواهم هر آنچه که تو و روزگار با تو بودن را به یادم می آورد از صفحه ی ذهنم پاک کنم می روم تا این قلب شکسته قدری آرام بگیرد قلبی که هم عشق را با تو شناخت و هم فراق را ای کاش یادت را سوار بر قایقی می کردم و همراه سیل اشکانم به سویت می فرستادم میدانی اینبار دیگر نمی خواهم عاشق شوم نه تا ان هنگام که قلبی را عاشق ببینم قلبی که مرهم تمام انچه باشد که تو بر سرم آوردی آری خود رفتی .بیا و یادت را نیز ببر ...دیگر نمی خواهمش ...نه تو را نه یادت را فراموش می کنم...تو را عشق را و یادت را و نگاهت را `*.¸.*´عاشق روی تو شدم`*.¸.*´ بنگر که مرا تا کجا کشاندی عاشق روی تو شدم تو که جان مرا به لبم رساندی ای با تو بودن حسرت دیرینه من ای راز عشقت تا ابد در سینه من ای با تو بودن حسرت دیرینه من... از تو بریدن خیلی سخته نازنین به تو رسیدن خیلی سخته نازنین از تو بریدن خیلی سخته خیلی سخته نازنینم به تو رسیدن خیلی سخته خیلی سخته نازنینم... `*.¸.*´مسیر جاده`*.¸.*´ گاهی مسیر جاده به بن بست می رود `*.¸.*´عشق بازی`*.¸.*´ عشق بازی کار هر شیاد نیست این شکار دام هر صیاد نیست عاشقی را عاشقیت لازم است طالب حق را حقیقت لازم است طالب این مدعی خواهی اگر بر حسین و حالت او کن نظر روز عاشورا و آن میدان عشق کرده رو را جانب سلطان عشق بار الها این من و این پیکرم این علمدار رشید این اکبرم این سکینه این رقیه این رباب این عروس دست و پا از خون خراب ابن من و این ذکر یارب یارب ام این من و این ناله های زینب ام پس ندا آمد که ای سلطان عشق ای حسین ای یکه تاز راه عشق گر تو بر من عاشقی ای محترم روی بنما من به تو عاشق ترم خوش بود در جمع یاران بلبلی خاصه در منقار آن برگ گلی خود تو بلبل گل علی اصغرت زود تر بشتاب سوی داورت `*.¸.*´من می خواهم بدانی`*.¸.*´ من می خواهم بدانی ، امروز و هر روز وقتی می گویم دوستت دارم، این فقط یک کلمه نیست با یک معنی ساده...... این یک احساس است، در کنار قلب من یک عاطفه است که وجود دارد به خاطر تو... به خاطر خنده ی تو، به خاطر چشمان تو، صدای تو که قلب مرا روشن می کند، کلماتم را، زندگیم را روشن می کند... دوستت دارم یعنی تو برای من شادی می آوری ، و به من آرامش می دهی... دوستت دارم یعنی تو بهترین دوست منی- کسی که می توانم به طرفش بروم؛ کسی که می توانم به او اعتماد کنم... دوستت دارم یعنی تو شگفت انگیزی انکار ناپذیرو همینطور عجیب... دوستت دارم یعنی تاابد... `*.¸.*´تو ذکر زندگیمی `*.¸.*´ چرا دوسم نداری چرا می خوای منو تو بی کسی جابزاری بهم بگو چه جوری می خوای رو این همه خاطره ها پا بزاری بهم بگو عزیزم چرا منومثل گذشته ها دوسم نداری چرا غریبه شدی اگه یه روزنباشی توی شبام دیگه ستاره ای نمی مونه اگه بری میدونم غم چشات همه زندگیمو می سوزونه بدون تو میمیرم کسی آخه مثل تو دردمو نمیدونه بدون تو نمیشه خدا کنه یه روزی مثل گذشته ها توی چشام نگاه کونی خدا کنه دوباره بیای یو باز منو عاشقونه نگاه کونی بدون تو نمیشه یه لحضه هم دیگه زندگی رو تجربه کرد بدون تو میمیرم کجا می خوای که بری کجا می خوای کسی مثل منو پیدا کونی بهم بگو عزیزم مگه میشه توی چشم کسی نگاه کنی بگو مگه میتونی کسی رو مثل من عاشقونه صدا کونی بگو مگه میتونی توذکرزندگیمی توعشقوزندگیمی توتنها یادگارروزای عاشقیمی خدا کنه بمونی نرو نرو عزیزم جدای خیلی سخته منوبه گریه نندازنگو تموم این بار نگو خدانگهدار نگو خدانگهدار `*.¸.*´گمشده`*.¸.*´ در ثانیه ای از زندگیم ایستادم تهی درونم به مترسکی شباهت داشت واطرافم را هیچ فرا گرفته بود. در همان ثانیه خاکستری براه افتادم. از دورسایه ای در افق خاطره دیدم . چندقدم مانده به سایه لرزش گرمی به درونم دوید ایستادم. تهی درونم را آشفت ومن بیتاب رفتن ونرفتن. آسمان وجودم سطحی مشجر داشت . بانگی حجم خالی سکوت را پر کرد. -ای تپش گنگ ! -ای وهم دور! بیا. ادراک به راه افتاد ومن از پی ادراک. رفتم . به سایه رسیدم. غوغایی در درونم نوسان داشت . چقدر شبیه من بود گرمایی وجود یخ زده ام را فرا گرفت ومن در خودم گم شده بودم. `*.¸.*´سلام `*.¸.*´ مي خواهم گلي را برايت بفرستم اما مي ترسم از اينکه پژمرده شود پس گل "اطلسي" و "م" را از گل " مريم" بر ميدارم و سلام را تقديمت مي کنم `*.¸.*´گاهي آرزو مي کنم... `*.¸.*´ کاش هرگز نمي ديدمت تا امروز غم نديدنت رابخورم!!! کاش لبخندهايت آنقدر زيبا نبودند که امروز آرزوی ديدن يک لحظه فقط يک لحظه از لبخندهاي عاشقانه ات را داشته باشم! کاش چشمان معصومت به چشمانم خيره نمی شد تا امروز چشمان من به ياد آن لحظه بهانه گيرند و اشک بريزند! کاش حرف های دلم را بهت نگفته بودم تا امروز با خود نگويم `*.¸.*´به من بگو`*.¸.*´ به من بگو برو!!! بگو دیگه مزاحمم نشو!!! بگو ازت خوشم نمیاد!!!! بگو ازت متنفرم!!!!! بگو دیگه تحمل نوشته ها تو ندارم!!! هر چی که تو بگی همونه! میرم و تو دلتنگیهام آرزوی خوشبختی تو رو میکنم ولی خواهش میکنم از من نخواه فراموشت کنم! چون نمیتونم! چون تو ذره ذره وجودم خونه کردی و بهم آرامش میدی! چون با یاد تو حس قشنگ پرواز و دارم چون با یادت نفس میکشم و تازه خودمو پیدا کردم. تازه شدم همونی که همیشه میخواستم باشم با هدف با انگیزه آرام و شاد و سرزنده همه اینا هدیه نگاهی بود که واسم پر از حرف بود. آره! او تازه خودشا پیدا کرده...! ازش نخواه فراموشت کنه!! چون واقعا نمیتونه!!! `*.¸.*´قسم خوردم`*.¸.*´ قسم خوردم كه پا به پاي تو مسير جاده عشق را بپويم من تمنا کردم که تو با من باشی تو به من گفتی *هرگز *هرگز ... و مرا غصه این هرگزها .....








يا شايد بيش از حد رويا پردازم
اما هنگامي که به تو مي انديشم
در اشتياق براي حس کردن نگاه و محبتت هستم
تا در گوشت زمزمه کنم
وازه ها ي بسيار قديمي
و واژه هاي که تنها تو مي شنوي
اگر فقط،تو متعلق به من بودي
اي کاش مي توانستم باز گردم به اولين روزي که تو رو ديدم
بايد حرکتي ميکردم ، زماني که به چشمانم خيره شدي
زيرا اکنون ميدانم ، تو نيز احساس مرا داري
و اگر چه در کنارم ….،همچنان اين واژه ها را زمزمه مي کنم،
که توهم منو دوست داري؛
که با اطمينان به سويت بيايم
اما جسم ...
اميدوارم که راهي به درون قلبت بيابم
دوستت دارم
شايد من به اندکي (نه زياد) عشقي نياز دارم
شايد من؛نياز به ذره اي توجه دارم
اگر لياقت اين توجه را دارم...
اگر مي خواهي ؛ اشاره اي کن و من در کنارت خواهم بود
روشنايي ات خواهم بود
بسيار تابان مي درخشم
بسيار تابان در چشمانت" "




توئی تنها همزبونم که همیشه نازنینه
اگه ده سال اگه صد سال شب و روز با تو باشم
تو واسم هنوز همونی که برام عزیز ترینی
تو واسم هنوز همونی که برام عزیز ترینی

دوستت دارم چون تنها ترین مصراع شعر منی
دوستت دارم چون تنها ترین فکر تنهایی منی
دوستت دارم چون زیباترین لحظات زندگی منی
دوستت دارم چون زیباترین رویای خواب منی
دوستت دارم چون زیباترین خاطرات منی
دوستت دارم چون به یک نگاه عشق منی 

وقتی از منو عشق من بریدی
باسه تو مهم نبود که من میمیرم
رفتی و صدای عشقمو نشنیدی
تو به من می گفتی تنهام نمی ذاری
حسرت و میون دستام نمی کاری
چی شده حالا می گی دیگه نمی خوای
حتی تو خوابتم اسم مو بیاری
اگه پیش تو نبودم تو بودی توی خیالم
صبح تا شب ناله و گریه بعد تو همینه کارم
باختم عشق و عاشقونه که تو رفتی بی بهونه
عشق من خدانگهدار خاطرت یادم میمونه
اگه پیش تو نبودم تو بودی توی خیالم
صبح تا شب ناله و گریه بعد تو همینه کارم
باختم عشق و عاشقونه که تو رفتی بی بهونه
عشق من خدانگهدار خاطرت یادم میمونه
تو می گی خدانگهدار ، من می گم لحظه دیدار و
تو میری بی تفاوت میگی دنیا می شه تکرار
تو می گی خدانگهدار ، من می گم لحظه دیدار و
تو میری بی تفاوت میگی دنیا می شه تکرار
قطره های اشکمو از من جای یادگاری بردار
عزیزم خدانگهدار به امید روز دیدار
خدانگهدار
به امید دیدار
قطره های اشکمو از من جای یادگاری بردار
عزیزم خدانگهدار به امید روز دیدار

روز تولد تو بود
هر دو تامون تنها بودیم
دلامون گرفته بود
گفتی سلام گفتم سلام
گفتی فقط با یک کلام
میون رگبار نگاه
یه سایه بون بمون برام
تنهای تنهام عزیزم
اگه تو با من بمونی
زندگیم و پات میریزم
گفتی تو هم حتی یه روز
تنها نمیزارم تورو
بمون همیشه پیش من
هیچ موقع از پیشم نرو
گفتم منم مثل خودت
تنهای تنهام عزیزم
اگه تو با من بمونی
زندگیم و پات میریزم
گفتی تو هم حتی یه روز
تنها نمیزارم تورو
بمون همیشه پیش من
هیچ موقع از پیشم نرو
تنهای تنهام عزیزم
اگه تو با من بمونی
زندگیم و پات میریزم
گفتی تو هم حتی یه روز
تنها نمیزارم تورو
بمون همیشه پیش من
هیچ موقع از پیشم نرو
گفتم منم مثل خودت
تنهای تنهام عزیزم
اگه تو با من بمونی
زندگیم و پات میریزم
گفتی تو هم حتی یه روز
تنها نمیزارم تورو
حالا چی شد بهم میگی
که دیگه از پیشم برو
روزای با من بودنو
بگو کی یاد تو داده
دل منو سوزوندنو
هر جا بری منتظرم
تا اینکه برگردی یه روز
فایده نداره میدونم
اما دوست دارم هنوز
چی شده یادت نمیاد
روزای با من بودنو
بگو کی یاد تو داده
دل منو سوزوندنو
هر جا بری منتظرم
تا اینکه برگردی یه روز
فایده نداره میدونم
اما دوست دارم هنوز
بگو کی یاد تو داده
هر جا تو بری منتظرم
فایده نداره میدونم
اما دوست دارم هنوز




با اشکام روی گونم یادگاری می نویسن
هنوزم جای دستات روی شونه هامه
شایدم واسه اینه که هنوز غم تو صدامه
شبا به یاد تو کنار پنجره میشینم
تا شاید روی ماهت و توی آسمون ببینم
تو که باور نداری هنوز عاشق ترینم
شبا به یاد تو کنار پنجره میشینم
تا شاید روی ماهت و توی آسمون ببینم
کجایی تا ببینی منو این صورت خیسو
صورتم مثل کاغذ شده چشمام خودنویسو
واسه تو مینویسم یه نامه بی نشونی
میدونم آخه نامه هامو هیچ وقت نمیخونی
خدا کنه به یاد اشک چشمامم بمونی
بیا تا توی دستای تو باز آروم بگیرم
خودتم میدونم بی تو بودن برام محاله
بیا یه بار دیگه بذار ببینمت دوباره
بیا تا توی دستای تو باز آروم بگیرم
خودتم میدونم بی تو بودن برام محاله
بیا یه بار دیگه بذار ببینمت دوباره





تو آتیشت میسوزم
میدونم نمیای
اما دوست دارم هنوزم
چشم به در میدوزم
تو آتیشت میسوزم
میدونم نمیای
اما دوست دارم هنوزم
چشم به در میدوزم
تو آتیشت میسوزم
میدونم نمیای
اما دوست دارم هنوزم
میدونم نمیای
اما دوست دارم هنوزم
تويي صادقترين حرف رو لبها ............. منم غمگين ترين راز تو دلها
تويي زيبا طلوع صبح فردا ...............منم اينجا غروبي مثل شبها
تويي همچون قناري شاد و شيدا ...... منم مثل كلاغي رو درختا
تويي آشفته دل مغرور و رعنا............. منم همراز و همراه يه رويا
تويي عشق و محبت توي قلبها...........منم ديوونه مثل موج دريا
تويي تنها تويي ياد غريبها..................منم فرياد بي پايان غمها
تويي شاخه گل سرخ صدفها...............منم تنها شقايق توي صحرا
تويي آب زلال اشك چشمها................منم مرداب سرد توي دشتها











گاهی تمام حادثه از دست می رود
گاهی همان کسی که دم از عقل می زند
در راه هشیاری خود مست می رود
گاهی غریبه ای که به سختی به دل نشست
وقتی که قلب خون شده بشکست می رود
اول اگرچه با سخن از عشق آمده
آخر خلاف آنچه که گفته است می رود
گاهی کسی نشسته که غوغا به پا کند
وقتی غبار معرکه بنشست می رود
اینجا یکی برای خودش حکم می دهد
آن دیگری همیشه به پیوست می رود
وای از غرور تازه به دوران رسیده ای
وقتی میان طایفه ای پست می رود
هر چند مضحک است و پر از خنده های تلخ
بر ما هر آنچه لایقمان هست می رود
این لحظه ها که قیمت قد کمان ماست
تیریست بی نشانه که از شست می رود
بیراهه ها به مقصد خود ساده می رسند
اما مسیر جاده به بن بست می رود

















"س" را از "گل سرخ" و "ل" را از گل " لاله" ، "ا" را از





اما جاده عشق همراهي نمي كند
قسم خوردم كه همراه تو آرامش درياي عشق را حس كنم
اما درياي عشق سرابي بيش نبود
قسم خوردم تا لحظه مرگ ، عشقي جز تو در قلبم نباشد
اما حس مي كنم تو عشقم را فراموش كرده اي
قسم خوردم تنها اميد قلب بيقرارم ، نگاه چشمهاي مهربانت باشد
اما تو نگاه زيبايت را از من ديوانه پنهان مي كني
قسم خوردم تا آخرين نفس دوستت بدارم و عاشقت باشم
اما مي دانم كه تو ديگر دوستم نداري
قسم خوردم جز عشق تو ، هيچ عشقي را به سراچه قلبم راه ندهم
اما فهميدم كه تو معناي عشق مرا از ياد برده اي
قسم خوردم از غم عشق تو ديوانه شوم و بميرم
اما فهميدم كه حتي براي مردن هم خيلي دير شده خيلي !
شايد هيچ وقت احساس مرا درك نكني و عشق مرا ناديده بگيري
اما سوگند يك عاشق ، هرگز شكستني نيست
پس باز هم قسم مي خورم كه هرگز و هرگز سوگندهايم را نشكنم
و تا پاي جان عاشق بمانم و عاشق بميرم


| :قالبساز: :بهاربیست: |



