`*•.و باز هم برای تو.•*´
از وجودم هرچه می خواهی تمامش مال تو من فقط یک لحظه دیدارت کنم تنها همین
`*.¸.*´آخه تنهام`*.¸.*´ نمی تونم نمی تونم خنده کنم دلم از غصه غم کنده کنم آخه تنهام آخه تنهام رفتی و حالا مونده یادگاریات مرده عشق و مونده بی قراریات آخه تنهام آخه تنهام روزگارمن دیگه به پای اون تباه شده رنگ عشق ما دیگه تیره شده سیاه شده دیگه تا آخرعمر تنهای تنها می مونم اون که یارمن بوده رفته و بی وفا شده یه روز میاد دلت واسم داد بزنه لبت فقط اسممو فریاد بزنه ولی دیره ولی دیره بازم میاد روزی که بارون بباره بخواد که عشق منو یادت بیاره ولی دیره ولی دیره نمی تونم نمی تونم خنده کنم دلمو از غصه غم کنده کنم آخه تنهام آخه تنهام `*.¸.*´وقتی رفتم`*.¸.*´ هیچکی از رفتن من غصه نخورد هیچکی با موندن من شاد نشد وقتی رفتم کسی قلبش نگرفت بغض هیچ آدمی فریاد نشد وقتی رفتم کسی غصه اش نگرفت وقتی رفتم کسی بدرقه ام نکرد دل من می خواست تلافی بکنه از چشم هیچکسی عاشقم نکرد وقتی رفتم نه که بارون نگرفت هوا صاف و خیلی هم آفتابی بود آگه شب می رفتم وخورشید نبود آسمون خوب میدونم مهتا بی بود دم رفتن کسی گفت سفر بخیر که واسم غریب و نا شناخته بود اما اون وقتی رسید که قلب من همه آرزوهاش و باخته بود چهره هیچکسی پژمرده نبود گل ها اما همه پژمرده بودند کسای که واسشون مهم بودم همه شاید یه جوری مرده بودند با توچه زندگي هايي که تو رويا هام نداشتم `*.¸.*´من نمی خـوام فـکـر کـنـی`*.¸.*´ من نمی خـوام فـکـر کـنـی کـه عـاشقیم یه حرفه یه کــم اگــه نبــاشی آب مـی شه مثـل بـــرفـه دلـم می خواد بـدونـی دلـم مـث یـه دریـاس به وسعت نگاهت٫عمیق وخیس وژرفه میخوام برات بمیرم شاید که باور کنی شاید با برق چشمات مرگ و آسونتر کنی من نمـی خـوام بگم کـه چشات خـود ستـارس چشـات اگـه نبــاشه ستــاره بی اشـارست من نمیخوام رو کاغذ فقط نوشته باشم دیـدن روی مـاهت تولـد دوبارس میخوام برات بمیرم شاید که باور کنی شاید با برق چشمات مرگ و آسونتر کنی من نمی خوام بگــم کــه صد بــار واسـه تـو مـردم قــــدِّ تمـــوم دنیـــــا عـــاشق و دلــسپــــردم میخوام خودت حس کنی٫بدون طعم حرفت چقد توقحطی نور٫ لحظه هاروشمردم میخوام برات بمیرم شاید که باور کنی شاید با برق چشمات مرگ و آسونتر کنی من نمـی خــوام بهـــار شـه ٫ من عــاشق پــائیـزم پـائیزمیشه عاشق تر واسه تـو اشک میریـزم من نمـی خــوام عــاشقیــم مثل بقیـه بـاشه فقط بگم فدات شم ٫ فقط بگم عـزیزم میخوام برات بمیرم شاید که باور کنی شاید با برق چشمات مرگ و آسونتر کنی من نمی خـوام داشتـنـت ٫ واســه مـن آسون بشــه نعمت بــا تــو بــودن ٫ اینجــا فـراوون بشــه من نمی خوام با خودت بگی که نه محاله کیوان عاشق من٫ شبیه مجنون بشه میخوام برات بمیرم شاید که باور کنی شاید با برق چشمات مرگ و آسونتر کنی من نمـی خــوام بـگـــم کـــه ببـــاری بـــارون میــــاد بــه خــاطـــرتــــو چشـم گــلای رز خــــون میـــاد من نمیخـوام فکــر کـنـی حـرفــای عــاشقـونــم همین جورآسون میره همین جورآسون میاد میخوام برات بمیرم شاید که باور کنی شاید با برق چشمات مرگ و آسونتر کنی دوباره عشق دوباره غزل سلامم کرد دوباره مستی چشمان خود به جامم کرد دوباره واژه شد و حرف گشت و معنا شد و من که نیم غزل بودم او تمامم کرد دوباره قصه و یک اتفاق و ...سه نقطه دوباره عاشق ولگرد و مست نامم کرد دوباره سر ز افق های ابر بالا کرد و ماه خیمه و خرگاش را به بامم کرد دوباره عطر تنش را به من تعارف کرد و شیره ای ز شراب لبش به کامم کرد دوباه ماه سپیدار آرزو ها گشت دوباه شعر شدم روح در کلامم کرد `*.¸.*´عشق پاک من `*.¸.*´ ای از عشق پاک من همیشه مست بازیاد تو زهرگوشه حصارم شده بود برگ ریزان دلم بود وکف باد خزان `*.¸.*´خدا نگهدار عزیزم`*.¸.*´ خدا نگهدار عزیزم اما نمیشه باورم توی چشام نگا نکن این لحظه های آخرم آخه چطور دلم بخواد چشمات و گریون ببینم میرم ولی اینو بدون چشم انتظارت می شینم میرم ولی گریه نکن نذار از عشقت بمیرم شاید تو اوج بی کسی با عکسات آروم بگیرم میرم ولی بدون یکی خیلی تو رو دوست داره یکی که از دوری تو سر به بیابون میذاره خدا نگه دار عزیزم خدا نگه دار عزیزم خدا نگهدار عزیزم دارم میرم از این دیار اینجا کسی من و نخواست تو هم منو تنهام بذار اینجا غریب بودم ولی هیچکی نپرسید از کجام مسافرم باید برم گریه نکن خدا نخواست دوسم نداشتی اما من عادت کردم به بودنت ولی بودن نا مردما تو ازم ربودنت میرم ولی بدون تویی دلیل بودنت مهمون نوازی کردن و من و از اینجا روندنم میرم ولی گریه نکن نذار از عشقت بمیرم شاید تو اوج بی کسی با عکسات آروم بگیرم میرم ولی بدون یکی هنوز دوست داره یکی که از دوری تو سر به بیابون میذاره خدا نگهدار عزیزم خدا نگهدار عزیزم `*.¸.*´آخر مهمونی تو`*.¸.*´ الهی که شفا پیدا کنی تو `*.¸.*´وایسا دنیا `*.¸.*´ من دیگه خسته شدم بسکی چشام بارونی پس دلم تا کی فضای غصه رو مهمونی من دیگه بسه برام تحمل این همه غم بسه جنگ بی ثمر برای هر زیاد وکم وقتی فایده ای نداره غصه خوردن واسه چی واسه عشقای تو خالی ساده مردن واسه چی نمی خوام چوب حراجی رو به قلبم بزنن نمی خوام گناه بی عشقی بیوفته گردنم نمی خوام در به در پیچ و خم این جاده شم واسه آتیش همه یه هیزم آماده شم یا یه موجود کمو خالی و پر افاده شم وایسا دنیا وایسا دنیا من میخوام پیاده شم همه حرف خوب میزنن اما کی خوبه این وسط بدو خوبش عشق شما ما که رسیدیم ته خط قوربونت برم خدا چه قد غریبی رو زمین آره دنیا ما نخواستیم دلو با خودت نبین نمی خوام در به در پیچ و خم این جاده شم واسه آتیش همه یه هیزم آماده شم یا یه موجود کمو خالی و پر افاده شم وایسا دنیا وایسا دنیا من میخوام پیاده شم این همه چرخیدی و چرخوندی آخرش چی شد اون بلیط شانس تو بگو قسمت کی شد همه درویش همه عارف جای عاشق پس کجاست این همه طلسمو بشکن جای خوش تو کجاست نمی خوام در به در پیچ و خم این جاده شم واسه آتیش همه یه هیزم آماده شم یا یه موجود کمو خالی و پر افاده شم وایسا دنیا وایسا دنیا من میخوام پیاده شم `*.¸.*´می میرم برات`*.¸.*´ نمیدونستی می میرم بی تو بدون چشات رفتی از برم تو نمی دونستی که دلم بسته به ساز صدات آرزوم که نمی دونستی که من می میرم برات عاشقم هنوز نمی خواستی که بمونی یا بسوزی به ساز دلم گفتی من میرم تو میخواستی بری تا فرداها آره خوشکلم برو راهی نیست تا فرداها آره خوشکلم سفرت بخیر اگه میری از این جا تک و تنها تا یه شهر دور برو که رفتن بدون ما میرسه به یه دنیا نور سفرت بخیر برو گر شکستی ز من می تونی دوباره بساز از دلی شکسته نا امید خسته تو باز برو تو بازم برو نمی خوام بیای نمی خوام میون تاریکی من تو حروم بشی نمی خوام مثل یه شمع بسوزی برام تا نموم بشی برو تا بزرگی می خوام که فقط آرزوم بشی `*.¸.*´دل`*.¸.*´ دلم را شکستی برو ولی نه به آن دورها همین دور و بر ها بمان که گاهی ببینم تو را *** به جز تو خود تو بگو دلم را به کی داده ام چه پیش آمده واقعا که از چشمت افتاده ام *** اگر بادبادک شدم نخ من به دست تو بود همین که تو می خواستی به سویت می آمد فرود *** اگر من شدم مورچه تو گندم تو دانه شدی اگر یک کبوتر شدم تو هم بام و لانه شدی *** تو الآن کجا رفته ای بیا شعر من را بخوان ببین من چه خوبم بیا نرو در دل من بمان *** چه شد بوته غصه را درون دلم کاشتی من الآن چه باید کنم که با من شوی آشتی `*.¸.*´می گفت عا شقم`*.¸.*´ می گفت عا شقم , دوستش دارم و بدون او هيچم و برای او زنده هستم... او رفت , تنها ماند ... زندگی کرد و معشوق را فراموش کرد . از او پرسيدم از عشق چه می دانی ؟ برايم از عشق بگو ... گفت : عشق اتفاق است بايد بنشينی تا بيفتد . گفت:عشق آسودگيست , خيال است ... خيالی خوش . گفت : ماندن است . فرو رفتن در خود است . گفت : خواستن و تملک است , گرفتن است . گفت : عشق سادست , همين جاست دم دست و دنيا پر شده از عشق های زود عشق های ساده اينجايی و عشقهای نزديک و لحظه ای . گفتم : تو عاشق نبودی و نيستی ........ گفتم : عشق يک ماجراست , ماجرايی که بايد آن را بسازی . گفتم : عشق درد است درد تولدی نو . عشق تولد است به دست خويشتن. گفتم : عشق رفتن است عبور است , نبودن است . گفتم:عشق جستجوست , نرسيدن است , نداشتن و بخشيدن است . گفتم : عشق درد است , دير است و سخت است . گفتم : عشق زيستن است از نوعی ديگر ... به فکر فرو رفت و گفت عا شق نبوده ام ... گفتم عشق راز است . راز بين من و توست , بر ملا نمی شود و پايان نمی يابد . مگر به مرگ....... آهی سردی کشید.... `*.¸.*´نشان عشق`*.¸.*´ اي كه مي پرسي نشان عشق چيست ؛ عشق چيزي جز ظهور مهر نيست ؛ عشق يعني مهر بي چون و چرا ؛ عشق يعني كوشش بي ادعا؛ عشق يعني مهر بي اما و اگر ؛ عشق يعني رفتن با پاي سر؛ عشق يعني دل تپيدن بهر دوست ؛ عشق يعني جان من قربان اوست؛ عشق يعني خواندن از چشمان او ؛ حرفهاي دل بدون گفتگو. سر دفتر عالم معنايي عشق است . سر بيت قصيده ي جواني عشق است . اي آنكه خبر نداري از عالم عشق . اين نكته بدان كه زندگاني عشق است . `*.¸.*´با کوله بار از خاطره`*.¸.*´ از شهر من سفر کردی با کوله بار از خاطره از دل من گذر کردی با یک بغل از فاصله رفتی نگفتی یار من تنها می مونه با غمش رفتی نگفتی اون دیگه چیکار کنه با ماتمش رفتی و عمریه دلم تو طاقچه بال بال میزنه غصه ی نبودنت ندیدنت عمریه آزارش می ده تو بقچه می زارم اونو میارمش به پیشکشت تا ببینی قلب منو دیگه قلب امید نیست. `*.¸.*´ای جواب پرسش بی پاسخم`*.¸.*´ زیر پلکت سایه بانم میدهی؟ سوختم آیا پناهم میدهی؟ آتشی افتاده برجان و دلم ، قطره آبی بر لبانم میدهی؟ میهمان جان جانان گر شوم، میزبانی را نشانم میدهی؟ تا بیاسایم دمی درپای عشق، زیرچترت سرپناهم میدهی؟ ای جواب پرسش بی پاسخم، عشق را آیا نشانم میدهی؟ رو مگردان نازنین با گوشه چشمت بگو درشرار چهره ات یک بوسه گاهم میدهی؟ `*.¸.*´تو هم کنارم نمی مونی`*.¸.*´ یه زخم کهنه روی بالم یه آسمون که چشم برام نیست به غیر واژه غریبی چیزی توی ترانه هام نیست حتی یه آیینه پیش روم نیست که اسممو یادم بیاره تنهاترین مسافر شب تو خلوتم پا نمی زاره ازم نخواه با تو بمونم تو هیچی از من نمیدونی آگه بگم راز دلم رو تو هم کنارم نمی مونی دل من از نژاد عشق از توو از ترانه لبریز یه دنیا غم توی صدام مثل سکوت تلخ پاییز من یه پرنده غریبم من از نژاد آسمونم میون این همه ستاره من یه شهاب بی نشونم ازم نخواه با تو بمونم تو هیچی از من نمیدونی آگه بگم راز دلم رو تو هم کنارم نمی مونی یه زخم کهنه روی بالم من یه پرنده غریبم یه دنیا غم توی صدام من از نژاد آسمونم تنهاترین مسافر شب میون این همه ستاره من یه شهاب بی نشونم ازم نخواه با تو بمونم تو هیچی از من نمیدونی آگه بگم راز دلم رو تو هم کنارم نمی مونی `*.¸.*´معنی دوستت دارم یعنی چه؟`*.¸.*´ ) د ) : داشتن تو ، حتی برای لحظه ای ، به تمام عمر بی کسی ام می ارزد . همچون دیوانه ای که لحظه ای داشتن را در تمام رویاهایش باور می کند . ( و ) : وابسته ی تپش های قلب عاشقت هستم که به روح ساکن من حیات می بخش . ( س ) : سرسپرده ی برق نگاه توام ، لحظه ای که مرا در آغوش گرمت میهمان کنی . .gif)
.gif)

.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
`*.¸.*´تو رویا`*.¸.*´
تک و تنها بودم اما تو رو تنها نمی گذاشتم
چه سفرها با تو کردم چه سفرها تو روبردم
دم مرگ رسيدم اما به هواي تو نمردم
دارم از تو مينويسم که نگي دوست ندارم
از تو که با يک نگاهت زيرو روشد روزگارم
دارم از تو مينويسم
موقع نوشتن و وقت اسم گذاشتن
کسي رو جز تو نداشتم
اسمي جز تو نمیزاشتم
من تمام قصه هام قصه توست اگه غمگينه اون ازغصه توست
با تو چه زندگي هاي که تو رويا هام نداشتم
تک و تنها بودم اما تو رو تنها نمي زاشتم
حتي من به آرزوهات تو رو آخر ميرسوندم
ميرسيدي تومن اما آرزو به دل ميموندم
هي ميخواستم که بگم که بدوني حالمو
اما ترس و دلهره خط ميزد خيالمو
توي گفتن و نگفتن از چه روزهایي گذشتم
اينقدر رفتمو رفتم که هنوز هم بر نگشتم
من تموم قصه هام غصه توست اگر غمگينه اون از غصه توست
هر چي شعرعاشقانه هست من براي تو نوشتم
به جهنم سوختم اما مينوشتم تو بهشتم
اگه عاشقانه گفتم عشق تو باعث شه
اگه مردم تو بدون چه کسي حادث شه
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)

من تو را آسان نیاوردم به دست
بارها، کودک احساس من
زیر باران های اشک من نشست
من تو را آسان نیاوردم به دست
در دل آتش نشستن کار آسانی نبود
راه را بر اشک بستن کار آسانی نبود
با غروری هم قد و بالای بام آسمان
بارها در خود شکستن کار آسانی نبود
بارها، دل به جرم عاشقی
زیر سنگینی بار غم شکست
من تو را آسان نیاوردم به دست.gif)
.gif)
سبب سوختن وشور وشرارم شده بود
جلوه سبزخیال تو بهارم شده بود
بی تو امواج خیالت چه غزل هاكه نشد
خانه لبریزغم از دود وغبارم شده بود
چقدر دام غم عشق تو پایم بفشرد
چقدر درد تو همخانه ویارم شده بود
حلقه چشم تو افتاد به جام می سرخ
جگرم گل زد ودرد تو دچارم شده بود
لب پیمانه چنان داغ شد از یاد لبت
که لبم سوخت سرم گیچ خمارم شده بود
از طفیل سرعشق تو سرم مست تو شد
به چنانی که غمت خویش وتبارم شده بود
توچهدانی که غمت بادل دیوانه چه کرد؟
چقدرگوشه چشم تو بکارم شده بود.gif)

.gif)

واسه دردات دوا پیدا کنی تو
تو این دنیا که بی وفایی رسم
رفیق با وفا پیدا کنی تو
عمراً تموم دنیا رو بگردی
مثل من عاشقی پیدا کنی تو
نرو افسانه ی من ناتمومه
بدون اگه بری کارم تمومه
بهت گفتم بیا دنیای من باش
کنارت حتی مردن آرزومه
شنیدم تو دلت انگار میگفتی
که عاشقی کجاست وفا کدومه
میخوام به سردی شبهام بخندم
میخوام به پوچی فردام بخندم
وقتی میبینمت با دیگرونی
تو اوج گریهام میخوام بخندم
میخوام داد بزنم تنهای تنهام
میخوام وقتی میگم تنهام بخندم
منم تو شهر غم زندونی تو
غم و قصه ی دل ارزونی تو
نگو دوست دارم به یه غریبه
میشه اون مثل من زندونی تو
رسیده اون شبی که تو میخواستی
چه بده آخر مهمونی تو.gif)

.gif)

.gif)
.gif)

دیگه هیچی نگفت....
سرشو انداخت پائین و آروم از پیشم رفت ......gif)

.gif)
.gif)

.gif)
.gif)
.gif)

) ت ) : تک ستاره ی شبهای بی فانوسم شدی روزی که از خدا تکه ای نور طلب کردم .
) ت ) : تپش های قلبم در گرو عشق توست که در رگهای زندگیم جاریست.
) د : ( دوری از تو را باور ندارم ، حتی در رویا ، که من ذره ای از وجود عاشقت گشته ام .
( ا ) : آرام دل بیقرار و عاشقم در چشمان روشن تو موج می زند ، وقتی به دریای نا آرام اشکهایم می نگری .
) ر ) : راز مرگ دلتنگی هایم ، روزیست که دستان گرم تو پناه دستان سرد و بی نصيبم باشد .
) م ) : مهتاب می سوزد ، تا ابد ، در آتش عشقت . که درد را به جان خریده است در بازار عاشقی ..gif)
| :قالبساز: :بهاربیست: |


