`*•.و باز هم برای تو.•*´
از وجودم هرچه می خواهی تمامش مال تو من فقط یک لحظه دیدارت کنم تنها همین
اگه تو رو دوست دارم خیلی زیاد منو ببخش ای دلیل زنده بودنم برو سفر سلامت روب دوستی رنگش طلاییست گر چه آخرش رنج و جداییست. گر شبی مست به آغوش من افتی آن قدر بر لبت بوسه زنم کز نفس افتی تنهاراه برای نمردن وزندگی راساختن عشق است بهترین راه برای پایان هرعشق مرگ است. دوست دارم شمع باشم در دل شبها بسوزم روشنی بخشم به عشقم، خودم تنها بسوزم . تو تنهاآتشی هستی که خاموشت نخواهم کرد فراموشم مکن ، فراموشت نخواهم کرد . شادی ندارد آنکه ندار د به دل غمی آن را که نیست عالم غم ، نیست عالمی. چقد اسمت رو نوشتم رو تخته و سنگ؟ چقد کشته منو، اون دو تا چشمای قشنگ. شب خوابید و از گریه بیدارم هنوز گر چه رفتی از برم، مشتاق دیدارم هنوز. از آن آتش که درجان من است دودی ازسرم خیزد ازآن غم که به دل دارم فغان ازپیکرم خیزد. تودرمن آتشی هستی که خاموشت نخواهم کرد به گلزارم گلی هستی که فراموشت نخواهم کرد. چه قبولم کنی و چه بگی نمی پذ یر م آ نقد ر دیوونتم من که بازم واست میمیرم. ای دل چه کنم که فلک کرده تورااز من جدا از کدام باغ گلی چینم که دهد بوی تو را. عشق چه آتشی زده به این دل شکسته ام درین سرای بی کسی کسی به در نمیزند. .::.رباعیات خواجه عبدالله انصاری.::. با عشق روان شد از عدم مرکب ما روشن ز شراب وصل دانم شب ما زان می که حرام نیست در مذهب ما تا باز عدم خشک نیابی لب ما چشمی دارم همه پر از صورت دوست با دیده مرا خوشست تا دوست در اوست از دیده ی دوست فرق کردن نه نکوست یا اوست بجای دیده یا دیده خود اوست روز از هوست پرده ی بیکاری ماست شبها زغمت حجره ی بیداری ماست هجران تو پیرایه ی غمخواری ماست سودای تو سرمایه ی هشیاری ماست در کوی تو سرگشته شوم باکی نیست کودامن عشقی که براوچاکی نیست یک عاشق آزاده نبینی به جهان کز باد بلا بر سر او خاکی نیست گر پای من از عجز طلبکار تو نیست تا ظن نبری که دل گرفتار تو نیست آن نایم که جان خریدار تو نیست خود دیده ی ما محرم دیدار تو نیست آسایش صد هزار جان یکدم توست خوشا آن دل که درآن دل،غم توست دانی صنما كه روشنايي دو چشم در ديدن زلف سيه پر خم اوست ما را سر وسوداي كس ديگر نيست در عشق تو پرواي كس ديگر نيست جز تو دگري جاي نگيرد در دل دل جاي تو شد جاي كس ديگر نيست اندر همه عمر من شبي وقت آمد بر من خيال آن راحت روح پرسيد زمن كه چون شدي اي مجروح گفتم كه زعشق توهمين بودفتوح جز عشق تو بر فلك دلم شاه مباد وز راز من و تو خلق آگاه مباد كوته نشود عشق توام زين دل ريش دستم ز سر زلف تو كوتاه مباد در چشم مني روي به من ننمايي واندر دلمي ، هيچ بمن نگرايي اي جان و دل و ديده و اي بينايي چون از دل وديده دركنارم نايي .::.عشق تو كشور هاي ديگه و در آخرم ايران.::. توي ژاپن .::.نرسيديم به هم .::. نرسيديم به هم بازی يک تقديريم .::.باز هم دنباله دارد.::. با تو بودن بی تو بودن باز هم دنباله دارد شعر بودن را سرودن تا به کی باید بمانم شعر حسرت را بخوانم تا به کی از تو بخوانم بی تو و تنها بمانم تا به کی عشق تو را با جان و دل از خود بدانم ای همه بود و نبودم ای همه تار و پودم تا به کی باید به این قلب بلورین دل بدوزم پس بگو آن حس ویرانی کجاست؟ پس بگو آن عشق مستانی کجاست؟ من چرا باید بمانم از تو من اما نخوانم پس بیا تا در نگاهت براي عشق براي عشق تمنا كن ولي خار نشو براي عشق قبول كن ولي غرورت را از دست نده. براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن. براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير. براي عشق وصال كن ولي فرار نكن. .::. اس ام اس عشقولانه.::. بوسه اسم است...چون عمومي است بوسه فعل است...چون هم لازم است هم متعدي بوسه حرف تعجب است...چون اگر ناگهاني باشد طرف مقابل را مات و مهبوت ميکند بوسه ضمير است...چون از قيد انسان خارج نيست بوسه حرف ربط است...چون 2 نفر را به هم متصل ميکند. *************************************************** کوتاه ترين فاصله براي گفتن دوست دارم فقط يه لبخنده . . . . . . . . . . . نيشتو ببند. ******************* هر شب برو کنار پنجره تا ستاره ها ببیننت و حسودیشون بشه که ماهشون مال منه . ************************************************** اولین چیزی که بهش دل بستم تو بودی ... بی تو آرومو قرار نداشتم گریه میکردم من فقط تورو می خواستم نه چیزه دیگه ای می دونستم که بی تو خوابم نمی بره ............دوستت دارم پستونک. ********** زندگي اجبار است مرگ اخطار است دوستي فقط يکبار است اما جدايي بسيار است. *********************************************** بين هزاران ديروز و ميليون ها فردا . فقط يه دونه امروزه . پس از دستش نديم و ازش لذت ببريم و با اين اس ام اس به عزيزانمون بگيم دوستشون داريم. ************* سازنده ترين کلمه((گذشت)) است...آن را تمرين کن. پرمعني ترين کلمه((ما)) است...آن را به کار بر. عميق ترين کلمه((عشق)) است...به آن ارج بده. بي رحم ترين کلمه(( تنفر)) است...با آن بازي نکن. خودخواهانه ترين کلمه((من)) است...از آن حذر کن. نا پايدارترين کلمه((خشم)) است...آن را فرو بر. بازدارنده ترين کلمه((ترس)) است...با آن مقابله کن. با نشاط ترين کلمه ((کار)) است...به آن بپرداز. پوچ ترين کلمه((طمع)) است...آن را بکش. سازنده ترين کلمه((صبر)) است...براي داشتنش دعا... ************************** جملات رمانتيک ويژه پيچوندن : - آرزوي من خوشبختي توست، با من باشي يا نباشي فرقي نميکنه!! - خودم هم نمي دونم چيکار ميخوام بکنم.نميخوام تو به آتيش من بسوزي!!! - تو هم خوشگلي،هم باهوشي،هم زرنگي.. .آدمهايي خيلي بهتر از من گيرت مياد!! - ما مدلهاي ذهنيمون با هم فرق ميکنه!! هيچ پروسيجري براي تلفيق اين دو مدل نداريم!! - تاکيد مداوم بر برخي جملات شريعتي:"اگر عشق دوام يابد،به ابتذال ميکشد . *************************************************** عشق شاديست عشق آزاديست عشق آغاز آدميزاديست. ************************* در پارکينگ خاطراتم چشماتو پارک کردم,بعدش هم دلت رو پنچر کردم تا از دلم نري ************************ هميشه تو يک ارتفاع بالايي از جو، ديگه ابر وجود نداره. اگه يک وقت ديدي آسمون دلت ابري بود بدون به اندازه کافي اوج نگرفتي. ************************* لرزش صدات ، برق نگات ، تپش قلبت ، نفس های تند و عرقی که روی پیشونیت نشسته همه گویای یه چیز هستن : تیروئیدت پرکاره ! ************************ شمع داني به دم مرگ به پروانه چه گفت؟ گفت اي عاشق بيچاره فراموش شوي... سوخت پروانه ولي خوب جوابش را داد گفت طولي نکشد نيز تو خاموش شوي. *********************** جبران خليل : عشق براي رشد تو و براي پيرايش توست ... مينديش كه مي تواني عشق را هدايت كني ، زيرا اگر عشق ارزشمند بيابدت ، هدايتت خواهد كرد. ***************************** عشق فراموش کردن نيست بلکه بخشيدن است عشق گوش کردن نيست بلکه درك كردن است عشق ديدن نيست بلکه احساس کردن است عشق جا زدن و کنار کشيدن نيست بلکه صبر کردن و ادامه دادن است. ******************************* وقتي سرت رو رو شونه هاي کسي ميگذاري که دوستش داري بزرگترين آرامش دنيا رو تو خودت احساس ميکني و وقتي کسي که دوستش داري سرش رو رو شانه هات ميذاره احساس مي کني قوي ترين موجود جهاني . ******************************** برایت چه بنویسم از مهری که در رودخانه قلبم جاریست یا از طوفان سهمگینی که در دلم غوغایی به پا کرده و از اوراقی که سطر به سطر نام تو و عشق تو را درخود جای داده "ای مهربانترین" دفترم صد برگ دارد و من هر صفحه را با نام توو یاد توپر کرده ام و سر انجام به زیباترین نکته هستی رسیده ام. ***************************** کاش همان کودکي بوديم که حرفهايش را از نگاهش مي توان خواند اما اکنون اگر فرياد هم بزنيم کسي نمي فهمد و دل خوش کرده ايم که سکوت کرده ايم سکوت پر بهتر از فرياد تو خاليست دنيا را ببين... بچه بوديم از آسمان باران مي آمد بزرگ شده ايم از چشمهايمان مي آيد!! بچه بوديم دل درد ها را به هزار ناله مي گفتيم همه مي فهميدند بزرگ شده ايم درد دل را به صد زبان به كسي مي گوييم ...هيچ كس نمي فهمد . ******************************** چه دلیست این دل من ؟ که ز تردی چو یک ساقه ی تاک به شتابی که تگرگ بشکند ساقه و از هم بدرد پیکر برگ یا به آسانی یک شاخه ی گل می شکند چه دلیست این دل من ؟ ********************************* حس که پيدا شد عشق باريدن گرفت، هيچ ميداني رمز عاشق بودن هرکس فقط اين است: ساده بودن، ساده ديدن، و ساده پذيرفتن...پس ساده ميگويم، ساده...دوستت دارم . ************************* هرگز برای عاشق،به دنبال باران و بهار و بابونه نباش.گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس به غنچه ای میرسی که ماه را بر لبانت مینشاند .::.تموم شد ترانه.::. نه از خاکم، نه ازبادم نه در بندم، نه آزادم نه آن لیلاترین مجنون نه شیرینم، نه فرهادم نه از آتش، نه ازسنگم نه ازرومم، نه اززنگم فقط مثل توغمگینم فقط مثل تودلتنگم چه غمگینم چه تنهایم نه پنهانم، نه پیدایم نه آرامی به شب دارم نه امیدی به فردائی چه امیدی، چه فردائی چه پنهانی، چه پیدائی اگرخوشحال، اگر غمگین چه فرقی داره تنهائی تونیستی قصه ی دردم سیاهم، ساکتم ،سردم اسیرخاکم وخستم اگرسبزم، اگرزردم اگرآبی ترازآبم اگرهمزادمهتابم بدوم تو چه بیرنگم بدون تو چه بی تابم بیااز ((من)) جدایم کن صدایم کن، صدایم کن دلم ار دست ((من)) خونه بیا از ((من)) رهایم کن .::. بی تو.::. بی توسروم ، پای من رفتن ندارد درد رویت ای صنم ، گفات ندارد بس که شیرین خندهای ای، یار خوبم چشم من جز دیدنت خفتن ندارد آنقدردرشوق رویت بی حسابم چهره ام در این سرا، دیدن ندارد تک گلی در باغ ما ، بویت بدارد باغبان،این گل رها چیدن ندارد وقف هجرت گر نیائی درحضورم ماندنم بی بودنت، بودن ندارد چون توصحرائی شوی،با نازوغمزه سوی گلهاگر شوی،ماندن ندارد چون برآید نغمه ات از نای سردم بی صدابلبل لبش خواندن ندارد .::.براي شهر بي باران دلها.::.









اگه تویی اون که فقط دلم می خواد منو ببخش
اگه دلم تنگ می شه خیلی برات منو ببخش
اگه نگام گم می شه تو شهر چشات منو ببخش
منو ببخش اگه شبا ستاره هارو میشمارم
اگه همش پیش همه بهت می گم دوست دارم
منو ببخش اگه بهت خیلی میگم دوست دارم
منو ببخش اگه برات سبد سبد گل می چینم
منو ببخش اگه شبا فقط تو رو خواب میبینم
منو ببخش اگه تو رو می سپارمت دست خدا
اگه پیش غریبه ها به جای تو میگم شما
منو ببخش اگه باسه چشمای تو خیلی کمم
تو یه فرشته یی و من خیلی باشم یه آدمم
منو ببخش اگه برات میمیرم و زنده میشم
اگه با دیونگیام پیش تو شرمنده میشم
منو ببخش من نمی خوام تو رو به ماه نشون بدم
نشونی تو نه به شب و نه دست آسمون بدم
منو ببخش اگه فقط می خوام بشی مال خودم
ببخش اگه کمم ولی زیادی عاشقت شدم
ای دلیل زنده بودنم برو سفر سلامت
می دونی تا که بیای ؛دل دیگه چشم به راهته
عاشق و منتظره لحظهءیک نگاهته
می دونی مقتی بیای ؛شهر و چراغون میکنم
می دونی تا که بیای ؛اسمم و مجنون میکنم
ای دلیل زنده بودنم برو سفر سلامت
می دونی تا که بیای چشام به در منتظره
دل دیوونهءمن عاشقه و در به درم
می دونی تا که بیای ؛ منتظر این خبرم
این دل شکسته رو واسه مسافر ببرم
ای دلیل زنده بودنم برو سفر سلامت
ای که با نبودنت زندگی معنا یی نداره
توی این شهر شلوغ دل دیگه آشنایی نداره
بعد رفتنت ؛تو این دل ؛بدون غم خونه کرده
تو ی شبها و روزام ؛تنهایی آشیونه کرده

چه شام ها به راه او دو دیده را نبسته ام
نشست روی صورتم نشان رد پای عمر
ز بعد او دو دیده ام به هر چه خوب بسته ام
تمام بار رنج و درد عاشقی برای من
جفا به من کار توست وفا بود نشان من
به غیر دوست نغمه ای نخواند این زبان من
به زیر بار حادثه شکسته و تکیده ام
نشانهءصداقتم ببین قد کمان من
تمام بار رنج و درد عاشقی برای من
برو دل و تمام جان هستیم به نام تو
جهان و هر چه خوب هم عزیز دل به کام تو
همای بخت خوش ببین نشسته روی بام تو
شراب عیش و نوش هم خدا کند به جام تو
تمام بار رنج و درد عاشقی برای من
برو عزیز دل برو که من به عشق زنده ام
به پیشگاه عاشقی بدان غلام و بنده ام
هوای نفس خویش را از این میانه رانده ام
کتاب و درس عشق را ز کودکیم خوانده ام
تمام بار و رنج و درد عاشقی برای من
به دشت پر ملال ما پرنده پر نمیزند
یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمیکند
کسی به کوچه سار شب در سحر نمیزند.
نشسته ام در انتظار این غبار بی سوار
دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمیزند
گذرگهی ست پر ستم که اندر او به غیر غم
یکی صلای آشنا به رهگذر نمیزند.
دل خراب من دگر خراب تر نمی شود
که خنجر غمت ازین خراب تر نمیزند.
چه چشم پاسخ است ازین دریچه های بسته ات؟
برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمیزند.
نه سایه دارم و نه بر , بیفکنندم و سزاست
اگر نه بر درخت تر کسی تبر نمیزند

جوان اولي از عشق جوان دومي نسبت به دختر محبوبش متاثر ميشه و خودکشي مي کنه! جوان دومي هم از مرگ همنوع خودش اونقدر اندوهگين ميشه که خودکشي مي کنه! بعدش براي دختر ژاپني هم چاره اي جز خودکشي نيست!
توي اسپانيا
مرد اولي توي دوئل ، مرد دومي رو از پاي در مياره و با زن محبوبش به آمريکاي جنوبي فرار مي کنن!
توي انگلستان
دو تا عاشق با کمال خونسردي حل قضيه رو به يه شرط بندي توي مسابقه ء اسب سواري موکول مي کنن! اسب هر کدوم برنده شد ، معشوق مال اون ميشه!
توي فرانسه
خيلي کم کار به جاهاي باريک مي کشه! دو تا مرد با همديگه توافق مي کنن که خانم مدتي مال اولي و مدتي مال دومي باشه!
توي استراليا
دو تا مرد بر سر ازدواج با معشوق مشترک سالها مشاجره مي کنن! اين مشاجره اونقدر طول مي کشه تا يکي از طرفين پير بشه و بميره ، يا از يه مرضي بميره! اونوقت اونکه زنده مونده با خيال راحت به مقصودش مي رسه!
توي قفقاز
جوان اولي دختر محبوب رو بر مي داره و فرار مي کنه! دومي هم دختر رو از چنگ اولي مي دزده و پا به فرار مي ذاره! باز اولي همين کار رو مي کنه و اين ماجرا دائما« تکرار ميشه!
توي نروژ
معشوقه ء دو مرد براي اينکه به جدال و دعواي اونها خاتمه بده خودشو از بالاي ساختمون مرتفعي ميندازه پايين و غائله ختم ميشه!
توي آفريقا
قضيه خيلي ساده ست و جاي اختلاف نيست! دو تا مرد ، زني رو که مي خوان عقد مي کنن و علاده بر اون ، بيست تا زن ديگه هم مي گيرن!
توي مکزيک
کار به زد و خورد خونيني مي کشه و يکي از طرفين کشته ميشه! ولي بعدش اونکه رقيبش رو کشته از دختر مورد نظر دلسرد ميشه و دخترک بي شوهر مي مونه!
توي آمريکا
حل قضيه بستگي به زن داره و هر کس رو انتخاب کرد با اون ازدواج مي کنه!
توي ايران
فقط پول موضوع رو حل مي کنه! پدر و مادر دختر مي شينن با همديگه مشورت مي کنن و خواستگاري که پولدار تر و گردن کلفت تره رو انتخاب مي کنن! عاشق شکست خورده اگه توي عشقش جدي باشه يا بايد خودشو بکشه يا رقيب رو از ميدون به در کنه يا افسردگي مي گيره و ...
عاقبت در هوس ديدن هم ميميريم
عشقمان مخرج صفريست که تعريف نشد
آه و افسوس که يک واژه بی تدبيريم
بعد از آن حادثه هايی که جدامان کردند
آنچنان شد که دگر از همه عالم سيريم
اشک ميريختيم و دل که نميکنديم آه
چه کنيم هر دو از اين واقعه دلگيريم
وقتی از فاصله ها گفت دلم خنديديم
فکر کرديم بهاريم که بی تغييريم
باز هم نام ترا در دل خود حک کردم
و محال است از اين ايده خود برخيزم
باز سايه بالای سرم باش عزيزم
مايه برکت چشمان ترم باش عزيزم





تو يعني لحظه اي باران گرفتن
تو يعني دردل پژمردگي ها
به ياديك فرشته جان گرفتن
در آن اغاز بي پايان رويش
كه از باغ افق گل چيده بودي
از آن لحظه كه احساس دلم را
به امواج نگاهت ديده بودي
چه زيبا شبنمي از ارزو را
به روي لادن روحم نشاندي
دلت مرز عبور از اسمان بود
و من را به دل اين مرز خواندي
كنارسايبان ديدگانت
هميشه آرزوها ارغوانيست
بدان تاصبح پر نور شكفتن
به ياد ديده تو آسمانيست
طلوع پاك ديدار تو يعني
براي لحظه اي چون ياس بودن
زمستان غريبي راشكستن
و چون ايينه با احساس بودن
| :قالبساز: :بهاربیست: |


