`*•.و باز هم برای تو.•*´
از وجودم هرچه می خواهی تمامش مال تو من فقط یک لحظه دیدارت کنم تنها همین
.×.ای کاش.×. ای کاش در دنیا همه ی مردم عاشق بودند، ای کاش دلها در سینه سنگ نبود. ای کاش عشق در میان عاشقان فروختنی نبود، ای کاش عشق از روی چشمها قابل تشخیص بود. ای کاش... ای کاش اشکهای تنهایی شب ، لب می گشودند و از دل عاشق حرف می زدند ، دلی که هر شب چشمانش بارانی است. ای کاش... ای کاش در خواب می دیدمش تا با اشک بهش بگم که عاشقونه میپرستمت. ای کاش... ای کاش ابر بودم تا وقتی که به یاد تو می باریدم ، همه می دیدند و شاهد می شدند و شهادت می دادند که چگونه برای رسیدن به تو لحظه شماری می کنم. .×.ای دریغا به وداعش نرسیدیم وبرفت.×. شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت روی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت گویی از صحبت ما نیک به تنگ آمده بود بار بست و به گردش نرسیدیم و برفت بس که ما فاتحه و حرز یمانی خواندیم وز پیش سوره اخلاص دمیدیم و برفت عشوه دادند که بر ما گذری خواهی کرد دیدی آخرکه چنین عشوه خریدیم و برفت؟ شد چمان در چمن حسن و لطافت لیکن در گلستان وصالش نچمیدیم و برفت همچو حافظ همه شب ناله و زاری کردیم ای دریغا به وداعش نرسیدیم وبرفت .×.دوستی.×. .×.ای همراه من.×. .×.نگاه.×. .×.عمر عشق کمه.×. ><عمر عشق کمه>< ...... وقتي قراره عمر عشق سر برسه...... ......بهتره قصه به آخر برسه...... ......بهتره که دور نريزي اشکاتو...... ......بهتره هدر ندي گريه هاتو...... ......وقتي قراره عاشق من نباشي...... ......بهتره که ديگه اصلا نباشي...... ......ميرم و خط ميکشم رو اسمتو...... ......ميرم و باطل ميشه طلسم تو...... ......وقتي که قراره عشق بشه يه خاطره...... ......بهتره خاطره از يادم بره...... ......حس ميکنم که ديگه وقت رفتنه...... ......جاده مثه سايه دنباله منه...... ......وقتي آدم تو عاشقي بد مياره...... ......وقتي که هيچ کسي رو دوست نداره...... ......بهتره که دور نريزي اشکا تو...... ......بهتره هدر ندی گریه هاتو...... ......تو باید یاد بگیری که عشق چیه ...... ......بدونی عاشق و چشم برات کیه...... ......وقتی قراره عمر عشق سر برسه...... ......بهتره قصه به آخر برسه...... .×.شبهای تنهایی.×. من از شبهای تنهایی پر پرواز تو بسته می بینم غم توی چشمات چه غریبونه نشسته شاپرک خوابه قناری چه جوری دووم میاری گلا پژمرده و زردن تو عجب طاقتی داری شاپرک دردت به جونم تو را از خودم می دونم بذار یه شعری که گفتم واسه ی دلت بخونم شاپرک دل توی سینه ساعت ها تنها میشینه وقتی شب می رسه از راه خواب پرواز و می بینه واسه زخمات یه دوا نیس دلم از دلت جدا نیس توی این غربت جونگیر یه نگاه اشنا نیس هر جا که میری خزونه غروب دل نگروونه آفتابش جونی نداره اما شب اینجا می مونه نمی دونم مثل بارون رو کدوم شونه ببارم روی شاخه ها تو غربت شاپرک من تو را دارم بیا ای ناجی قلبم بیا ای ناجی قلبم .×.تنها.×. غم تنها ترین تنهای دنیا تویی زیباترین زیبای دنیا تو مثل امید یک قناری قراری بر دل هر بی قراری منم یلدای بی پایان عاشق تو بودی مرحم زخم شقایق تویی لالایی خواب خوش آواز بالم را مشکن در اوج پرواز نگاهت را می پرستم ای نگارم فدای تار مویت هر چه دارم .×.دیگر نمی خواهم تو را.×. دیگر اگر گریان شوی ، چو شاخه ای لرزان شوی، در اشکها غلطان شوی ۰دیگر اگر محرم رازم شوی ، شکسته چون تارم شوی ، تنها گل نازم شوی دیگر اگر باز گردی از سفر ، آواره گردی در به در ، شب نخوابی تا سحر دیگر اگر باز گردی از خطا ، دنبالم آیی به هر کجا ، ای سنگدل ای بی وفا .×.عاشقی خسته ام.×. عاشقی خسته ام از عشق جدایم نکنید جز همان عاشق دلخسته صدایم نکنید سالها از آتش دل سوخته ام ساخته ام باز هم همسفر خاطره هایم نکنید دل من با غم جانانه گره خورده دگر آرزوی شب پسیوند برایم نکنید در سیه چال غم و درد به بندم بکشید ولی از دامگه عشق رهایم نکنید به خدا عشق گناه نیست عزیزان آخر در میان همه انگشت نمایم نکنید چقدر دستاتو کم دارم چقدر دلتنگ چشماتم تورو می بینم از دور و ...هنوز محو تماشاتم چه بی حاصل به دور تو مثل پروانه می گردم گناهم شاید این بوده که من عاشق ترین مردم دلم خوش بود که تقدیرم به دست تو گره خورده کسی جز دست نا اهلت دل مارو نیازرده دلم خوش بود که با عشقت غم دنیا حریفم نیست شنیدم عاقبت گفتی که عاشق مثل من کم نیست گلم ٬ دلم ٬ ندارمت به روم نیار که باختمت به جون عاشقم قسم ٬ دست خدا سپردمت .×.بیا.×. .×.ای شب.×. ای شب از رويای تو رنگين شده .×.خيلي دوستت دارم .×. دختر از پسر پرسيد : منو دوست داري ؟ ... پسر : نه . دختر پرسيد : اگه من يه روز تنها بمونم پيشم مياي ؟ ... پسر : نه اصلا . دختر ناراحت شد ... پرسيد : اگه من بميرم برام گريه ميكني ؟ ... پسر : نه . دختر خيلي ناراحت شد و گريه كرد ... پسر دخترو بغل كرد ... و گفت : ... من تورو دوست ندارم . چونكه عاشقتم ... اگه تو تنها بموني پيشت نميام . چونكه هيچوقت تورو تنها نميزارم ... اگه تو بميري برات گريه نميكنم . چونكه اگه تو بميري من هم ميميرم ... خيلي دوستت دارم ... .*.عشق.*. .*. امشب به ياد بودنت.*. امشب به ياد بودنت تا صبح با سازم مي خونم برات هزار تا شعر ميگم تا بدوني دوست دارم يادم مياد پشت سرم با چشم گريون داد زدي با بودن اشك من به قلب من تو چنگ زدي نامهربون اين جوري رسم ورسوم عاشقي ميگي هنوز دوسم داري من كه نديدم اين جوري گفتي بيا تموم كنيم ترس از حسودا نكنيم اگه بخواي باز ميتوني بعدا به چنگم بياري تو رو قسم دادم به جون جفتمون به تموم لحظه ها خاطراتمون اما تو گفتي نميشه اينجا بايد تموم بشه .*.معنی گلها.*.
گل نرگس: غرور و زیبایی گل میخک: قرمز: قلب ناچیز من! صورتی: هرگز فراموشت نمیکنم زرد: اهانت،تحقیر سفید: شیرین و دوست داشتنی گل داوودی: قرمز: دوستت دارم سفید: صداقت زرد: عشق ناچیز گل مریم: احترام گذاشتن گل کوکب: دگرگون پذیر گل آفتاب گردان: بیگناهی، پاکی گل همیشه بهار: حسادت گل سوسن: من واقعا صادقم گل سنبل: دلربایی گل ادریس: از تو ممنونم برای تفاهم گل یاس: سفید: پاکی ارغوانی: اولین عشق گل لادن: وفاداری گل آلاله: افسون گل میمون: گستاخی گل لاله: شهرت، اظهار عشق گل بنفشه: فروتنی، از جان گذشتگی و با وفایی .*.داد گاه عشق.*. در داد گاه عشق قسمم قلبم بود وكيلم دل من وحضار جمعي از عاشقان و دل سوختگان ... قاضي اسم من را بلند خواند وگناهم را دوست داشتن اعلام كرد پس محكوم به تنهاي و مرگ شدم . كنار چوبه دار از من خواستند تا آخرين خواسته ام را بگوييم و من گفتم به او بگو يند : هنوز دوستش دارم 













اولین بار تو برایم از عشق گفتی
زبان مهر را به من آموختی
نگاهم را با آبی دریا و سبزی جنگل پیوند دادی
لالایی های شبانه چوان را برایم زمزمه کردی
در هیاهوی بی امان باد سر پناهم دادی
آنگاه که با وزش سوزناک باذ
از چشمانم اشک جاری میشد
دستان گرم و پرتوان تو بود که رامشم داد


ای 
همراه
مـــــــــن
تنــــــها با تو
تا اوج عشـــــــق
هـم پـــــــــــــروازم 
با قلب تودلدارمن هم آوازم
توهمپـــــــــای من، تنـــها با من 
هـــــــــــــــــــم آوائـــــــــــــــــــی 
با درد مــــــــــــــــن، آشنـــــــــــــــائی 
تکیـــــــــــــــــــه گاهی ، همصــــــــــدائی
ما فریاد عشـــــــــــــــــــق، در قلب شــــــــب 
دلگرمی عاشــــــــــقای بیصــــــــــــدائیــــــــــم
ما، دل میبازیم دریادریا ،تابیکران،عاشقای بی پروائیم
تو، با مــــــــــــن بمـــــــــــان، ای مهـــــــــــــــــــــربان
چون ماه شــــــب در آســــــــمان؛ بر من بتــــــــــــــــــــاب
تا بیـــــــــــــــــکران مثـــــــــــــــــل مهتــــــــــــــــــــــاب 
مــــن تا مـرز جان؛ از عشقمان میسـوزم ای آرام جـــان 
بر من بتـــــــاب تا کهــــکشــان مثــــل آفتــــــــــاب
ما؛ فریــــاد عشـــق در قلــــب شب دلگـــــرمی
عاشقــــــــــــای بیصــــــــــــــــــــدائیم
ما؛ دل میبازیم دریا دریا تا بیکران
عاشقـــــــای بی پــــروائیـــــــــم
ای تورؤیـای شبهای مـــــــن 
عشقو ببین تو چشمای من 
دستاتو تو دســت من بگذاردرلحظه های دیـدار
چـه آسان بر نگاهــت دل سپــــــردم
بـــه یکـــــباره دلــــــــم را گــــــــم نمودم
مـــیــــــان حـــــــرفـــــهای پـــــوچ مــــــردم
تـــــــو را هــــــر لــــحظــــه در قــــلبم سپردم
چـــــه آســـــــان تــــو مـــرا از یـــــاد بـــــــــردی
نــــگــــاهــــــم را پـــــــــر از انــــــدوه کــــــــردی
بـــه زیـــر ســــایه عشــــقــــت نــشـــســـتم
امـا تــــو عــــاقــــبــــت را انـــــکار کـــــردی
چـــه بیخـــود مـــن تـــلاشی پــوچ کردم
زمیــن قلــب خــود را کــهنه کــردم
چه بیخود دلسپردم به نگاهت

___xxxxxxxxxxxxxx_xxxxxxxxxxxxxx
___ xxxxxxxxxxxxxxx_xxxا** xxxxxx
____xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx
_____xxxxxxxxxxxساراxxxxxxxxxx
______xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx
_________xxxxxxxxxxxxxxxxxx
___________xxxxxxxxxxxxx
_____________xxxxxxxxx
______________xxxxxx
_______________xxxx
_______________xxx
______________xx
_____________x
___________x
________xx
_____ UPDATE SHOD
_____xxxx
___xxxxxx
___xxxxxxx
____xxxxxxxx
______xxxxxxxx
________xxxxxxxx
_________xxxxxxx
_________xxxxxxx
________xxxxxx
_____xxxxxxx
____xxxxxx
___xxxxx
__xxxx
_xxx
_xx
من از مهتاب می آیم
آمده ام غرورم را بردارم
غروری که زیر پای تاریکی
شکست و شکست
و به قلبم
آه که چه غمها نشست و نشست
من از دریا می آیم
آمده ام عشق را بردارم
عشق دو ماهی
از تنگ بیرنگ تباهی
من از ابرهای بارانی
من از آسمان می آیم
تا بوسه های نفسم را
از گونه های هوس بردارم
من برآنم که بادها را برانم
راز ها را بدانم
ساز ها را بخوانم
آری، من عشق را خواهانم
من خواستن را خواهانم
به دور از یادهای زودگذر
به دور از هر آنچه نامش دروغ است
آری
من از شبها، من از دریا، من از ابرها
من از آخرین قصه
برای عشق می آیم
از من دور شوید ای آدمکهای دروغین
من غرورم را به بادها نخواهم سپرد
گفتم سلام گفتي برو قلبم واست جا نداره
گفتم تو رو خدا نرو گفتي که فايده نداره
فکر نمي کردم که تو هم مثل غريبه ها بشي
دل تو هم سنگي بشه.. يه روز ازم جدا بشي
پا رو دلم گذاشتي فکر کردي که کي هستي
تو دل ما زياده........ عاشق راستي راستي
کي گفته که اگه بري پنجره مون بسته ميشه
دلم تو سينه ميميره... يه مرغ پر بسته ميشه
اينجوري هام نيست بخدا بهت نميگم که بمون
فقط اينو يادت باشه... که من بودم يه مهربون 
حالا اينو خوب مي دونم تو خيلي بي وفا بودي









بی تو قلب من شکسته
این همون دل شکسته است که به انتظار نشسته
ای تو تنها خوب دنیا بی تو من تنها ترینم
با تو مثل یک ستاره بی تو من خاک زمینم
عاشقم،عاشقترینم
بگو که اینو میدونم
حالا که از عشقت دیوونم
بگو که با تو می مونم
ای تو تنها خوب دنیا بی تو من تنها ترینم
با تو مثل یک ستاره بی تو من خاک زمینم
می خوام از دست تو گهواره بسازم
سر بزارم روی دستات به سعادتم بنازم
می خوام اون چشمای دریایی رو آیینه کنم
با نگاهت توی چشمام دردمو تازه کنم
تو که نیستی دنیا تاریکه برای دل خسته ام
بی تو من تنهای تنهام
دل به
بی تو قلب من شکسته
این همون دل شکسته است که به انتظار نشسته
ای تو تنها خوب دنیا بی تو من تنها ترینم
با تو مثل یک ستاره بی تو من خاک زمینم
عاشقم،عاشقترینم
بگو که اینو میدونم
حالا که از عشقت دیوونم
بگو که با تو می مونم
ای تو تنها خوب دنیا بی تو من تنها ترینم
با تو مثل یک ستاره بی تو من خاک زمینم
می خوام از دست تو گهواره بسازم
سر بزارم روی دستات به سعادتم بنازم
می خوام اون چشمای دریایی رو آیینه کنم
با نگاهت توی چشمام دردمو تازه کنم
تو که نیستی دنیا تاریکه برای دل خسته ام
بی تو من تنهای تنهام
دل به خلوت تو بسته ام...
خلوت تو بسته ام...










دیگر نمی خواهم تو را

دیگر نمی خواهم تو را

دیگر نمی خواهم تو را

دیگر نمی خواهم تو را













بــیـا برای زیــبــایــی گل آواز بــخـــــوانـیـم
بـــرای چــلــچـلـه هـا آهـــنـگی بـیـاوریـم
شــــب تــــنـــهــاســـــت و غــریـــب
بــیــــا مــن و تـــو هـمدمـش باشیم
بـرای دسـتـهـای مـا زیبـایـــی رنگ
صــــــفـــــــــــا ســـــــــــــــت
بـیـا تـا بـا هـم اوج پـرواز بــاشیم
اگــر دریا زیباست بیا دریایی باشیم
اگر محبت نیاز است بیا نیازمند باشیم
و آرزوهـــــایـمـــان را پــــرواز دهیــــــم

سينه از عطر توام سنگين شده
ای به روی چشم من گسترده خویش
شادیم بخشیده از اندوه بیش
همچو بارانی که شوید جسم خاک
هستیم زآلودگی ها کرده پاک
ای تپش های تن سوزان من
آتشی در سایهء مژگان من
ای ز گندمزارها سرشارتر
ای ز زرین شاخه ها پر بارتر
ای در بگشوده بر خورشیدها
در هجوم ظلمت تردیدها
با توام ديگر ز دردی بيم نيست
هست اگر، جز درد خوشبختیم نیست
ای دل تنگ من و این بار نور؟
هایهوی زندگی در قعر گور؟
ای دو چشمانت چمنزاران من
داغ چشمت خورده بر چشمان من
پيش از اینت گر که در خود داشتم
هرکسی را تو نمی انگاشتم
درد تاریکیست درد خواستن
رفتن و بیهوده خود را کاستن
سر نهادن بر سیه دل سینه ها
سینه آلودن به چرک کینه ها
در نوازش، نيش ماران يافتن
زهر در لبخند ياران يافتن
زر نهادن در کف طرارها
آه، ای با جان من آميخته![]()
ای مرا از گور من انگيخته![]()
چون ستاره، با دو بال زرنشان![]()
آمده از دور دست آسمان![]()
جوی خشک سينه ام را آب تو![]()
بستر رگهايم را سيلاب تو![]()
در جهانی اینچنين سرد و سياه![]()
با قدمهایت قدمهايم براه![]()
ای به زير پوستم پنهان شده![]()
همچو خون در پوستم جوشان شده![]()
گيسويم را از نوازش سوخته![]()
گونه هام از هرم خواهش سوخته![]()
آه، ای بيگانه با پیرهنم![]()
آشنای سبزه واران تنم![]()
آه، ای روشن طلوع بی غروب![]()
آفتاب سرزمين های جنوب![]()
آه، آه ای از سحر شاداب تر![]()
از بهاران تازه تر سيراب تر![]()
عشق ديگر نيست اين، اين خيرگيست![]()
چلچراغی در سکوت و تيرگيست![]()
عشق چون در سينه ام بيدار شد![]()
از طلب پا تا سرم ايثار شد![]()
اين دگر من نيستم، من نيستم![]()
حيف از آن عمری که با من زيستم![]()
ای لبانم بوسه گاه بوسه ات![]()
خیره چشمانم به راه بوسه ات![]()
ای تشنج های لذت در تنم![]()
ای خطوط پيکرت پيرهنم![]()
آه می خواهم که بشکافم ز هم![]()
شادیم یک دم بيالاید به غم![]()
آه، می خواهم که برخيزم ز جای![]()
همچو ابری اشک ریزم های های![]()
اين دل تنگ من و اين دود عود ؟![]()
در شبستان، زخمه های چنگ و رود ؟![]()
اين فضای خالی و پروازها؟![]()
اين شب خاموش و اين آوازها؟![]()
ای نگاهت لای لائی سِحر بار![]()
گاهوار کودکان بيقرار![]()
ای نفسهایت نسیم نیمخواب![]()
شسته از من لرزه های اضطراب![]()
خفته در لبخند فرداهای من![]()
رفته تا اعماق دنیا های من![]()
ای مرا با شور شعر آميخته
اينهمه آتش به شعرم ريخته
چون تب عشقم چنين افروختی
لاجرم شعرم به آتش سوختی
عشق يک معجزه، مرگ يک حقيقت است
زندگي يک اجبار ، زندگي کردن هنر من و توست
صداقت يک گنج است ، دروغ يک پوشش 
حقيقت يک کيميا، سخن يک تمرين است
واژه يک نو آوري ، شعر يک سرمايه
نقطه يک آغاز است ، خط يک امتداد
هدف يک شروع دوباره

| :قالبساز: :بهاربیست: |



